3-2-4-مقایسه سه روش ذکر شده……………………………………………………..
3-2-3-4-روش انتخاب تجربی…………………………………………………………………………………………………
3-2-5-فرایند سیاسی ارزیابی ادراک کیفیت محیط……………………………………….
3-2-6-سه مطالعه انجام شده………………………………………………………..
3-2-6-1-رویکرد…………………………………………………… MHR
3-2-6-2-رویکرد ……………………………………………………..MAU
3-2-6-3-دیدگاه CA………………………………………………………………………….
3-2-7 نمونه موردی1………………………………………………………………
3-2-8-نمونه موردی2…………………………………………………………………………………………………………………………………
3-2-9-نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………………………………………….
فصل چهارم: عرصه پژوهش
فصل پنجم: تجزیه وتحلیل داده ها
فصل ششم:استنتاج ونتیجه گیری
منابع وماخذ
پیوست ها
فصل دوم
) چارچوب نظری)
.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-2مقدمه
فصل حاضربا توجه به نیاز فرایند پژوهش به مدل های تحلیل اطلاعات، به ارائه مفاهیم پایه نظری برای درک چگونگی ماهیت ومحتوی ادراک پدیده ها و مفهوم کیفیت محیط ومولفه های تاثیرگذار در آن می پردازد.هدف نهایی این فصل ارائه رویکردنظری رساله وتدوین چارچوب نظریه کار می باشد که در این خصوص تلاش شده است از اندیشه های متاخرتر در خصوص مفاهیم ادراک محیط ورویکردهای متقدم تر در خصوص کیفیت محیط توجه کافی مبذول شود.
2-2-ادراک محیط
ادراک را میتوان فرایندی هدفمند دانست که در طی آن فرد به دریافت ارسالات محیطی می پردازد . ادراک را می توان برآمده از فرهنگ و ارزشهای ساختاری حاکم بر جوامع بشری دانست که با شناخت انسان از محیط پیرامون خود همراه است(Neisser,1697 )وبر این اساس نتیجه برهم کنش”ادراک حسی”1و”شناخت”2 ،میباشد.ادراک فرایند کسب اطلاعات از محیط اطراف انسان است که فرایند فعال و هدفمند است.ادراک در واقع نقطه ای است که شناخت و واقعیت به هم می رسند.ادراک بخشی از فرایند زندگی است که بوسیله آن هر یک از ما ،از دیدگاهی نظری خاص ،برای خود جهانی را تصور می کنیم که در آن نیاز های ما را ارضا می شود(لنگ ،1381،97).”ادراک محیطی” فرایندی است که از طریق آن انسان داده های لازم را براساس نیازش از محیط پیرامون خود برمی گزیند.لذا ادراک فرایندی هدفمند است و به فرهنگ و نگرش و ارزش حاکم بر تفکر ادراک کننده بستگی دارد.از این رو فرایند ادراک همواره با شناخت انسان از محیط همراه است .در حقیقت ادراک محیطی از تعامل ادراک حسی و شناخت که در ذهن انسان تجربه شده اند حادث می شوند . در این فرایند نقش محیط به عنوان عامل اساسی در رشد ، توسعه و در نهایت در یادگیری مورد توجه قرار می گیرد.(مطلبی،1380،56)
در بعضی از مکاتب روانشناسی سعی شده تا چگونگی ادراک انسان از رفتارش در محیط یا از محیط توضیح داده شود.مؤثرترین این مکتب ها که تأثیر زیادی بر تئوری های محیطی و طراحی داشته اند عبارتند از: مکتب روانشناسی گشتالت ،دیدگاه روانشناسی سازش مند یا تبادلی و روانشناسی بوم شناختی ( اُپتیکی ) جمیز گیبسون.
درمکتب روانشناسی گشتالت اساس براین است که اول شکل کلی تشخیص داده شود سپس اجزاء ثبت می شود.( گروتر ،1383،31).این مکتب بر الگوهای ادراکی و همریختی بین شکلها و تجربیات ادراک محیط با فرایند شکل گیری نظام عصبی انسان توجه دارد.در روانشناسی سازش مند تجربه انسان از محیط و ارتباط متقابل انسان و پیرامونش را مبنا قرار داده و ادراک را به مانند فرایندی سازش مند بین مشاهده گر و محیط مورد بررسی قرار می دهد( مطلبی ، 1380،56).عوامل روانی – اجتماعی نیز علاوه بر نتیجه دریافت از ارگانهای حسی ما، در ادراک محیط نقش اساسی دارند این عوامل همچون وضع روحی انسان در آن لحظه و شرایط محیط در زمان ادراک،خلق و خوی شخصی(که چیزی است نقش گرفته و ساخته شده از تمامی تجربیات و وقایع گذشته شخص بیننده است) و عوامل مورثی ( گروتر ،1383،47) میباشند. روانشناسی بوم شناختی ( اُپتیکی ) گیبسون محیط و بوم را پایه و اساس تمامی داده ها می داند.اومعتقد بود که داده های محیطی به گونه ای مستقیم و بدون نیاز به نیروی پردازش مغز آدمی،از طریق انوار محیطی و به وسیله حواس حسی آدمی که به مثابه یک سیستم عمل می کند ، دریافت می شود.اگرچه تاکنون دو دیدگاه اول از روانشناسان محیطی و معماران مورد توجه بیشتری قرار گرفته است اما امروزه دیدگاه نو گرایانه بوم شناختی یا اکولوژیکی گیبسون می رود تا جایگاه مناسب خویش را در بررسی ها و پژوهش های محیطی بدست آورد.(مطلبی،1380،56)

2-3-شیوه های شناسایی محیط
2-3-1-ترسیم ذهنی تصاویر شهر
برای درک سازوکارهای شناخت ما ازمحیط مان و شیوه ی به یاد آوردن موارد آن، تحقیقات گسترده ای انجام شده است. شیوه اصلی کار برای نیل به این هدف ترسیم نقشه ذهنی است، یعنی پدیدار ساختن تصویر ذهنی محیط که افراد به آن شکل می دهند و از آن به عنوان رفتارشان در شهر، استفاده می کنند. (مدنی پور،1379، 98)حافظه بخش مهمی از شناسائی محیط است. ( گی فورد، 1378، 16)
لینچ به این نتیجه رسید که خلق محیط هایی با “وضوح و خوانایی آشکار چشم انداز شهری”( لینچ،1979:2) باید نقطه توجه مهمی باشد. بنابراین، شهرهایی که در آن ها این پنج عنصر3خوانایی آشکار داشتند، ارائه دهنده ی حظ بصری بیشتر، امنیت احساسی و ژرفنای افزایش یافته بالقوه وتراکم تجربه انسانی بودند.
پنج عنصر تصویر شهری لینچ در طراحی شهری برای ساخت محیط هایی “خواناتر” کاربرد گسترده ای داشته است. (مدنی پور، 1379، 100)
2-3-2- دیدگاه زندگی روزمره
اما روش دیگری برای دیدن شهر وجود دارد. دیدگاه زندگی روزمره، دیدگاهی است که مسایل را از پائین می بیند، که ” واقعیت را مرئی می کند”، و” بینش ها و امکان های جدیدی برای گذشتن از شکاف مصنوعی میان تولید و بازتولید و برای دیدن هستی به مثابه یک کلیت” ارایه می کند. (گروه پژوهشی برای زندگی روزمره ی جدید،13: 1991)
این رویکرد سه الزام اساسی دارد: این که پژوهش گر موقعیت یک مشارکت کننده را به خود می گیرد تا ناظری جدا از فضا یا؛ دیگر این که تجربه را به حساب می آورد، با تمام احساس ها و عواطف همراه با آن؛ و آخر این که اعتبار تحلیل اجتماعی- اقتصادی را به زیر سئوال می برد، به مثابه چیزی که می تواند به قدر کفایت درباره ی زندگی روزمره توضیح دهد. این نقطه نظر به وجوه ذهنی و میان ذهنی زندگی روزمره می پردازد که تاکید سنتی علوم اجتماعی بر درک عینی ، آن را کم رنگ کرده بود. (ماخسولی، b1989)
بنابراین به عنوان یک نتیجه میتوان گفت که: برای درک فضای شهر، نیاز داریم هم از بالا و هم از پایین به آن نگاه کنیم. از بالا، ما منظر اقتصاد سیاسی را داریم، جایی که نظام های پولی و قدرت، در کارند تا محیط های مصنوع را پدید آورند و جایی که جستارهای علمی، درکی عینی از فضای شهری به ما ارائه می کند. از پائین، منظر زندگی روزمره را داریم، در جایی که بی نظمی و خود جوشی، می توانند چیره شوند و جایی که رفتار انسان” در” و ” به هنگام استفاده” از فضای شهری، به آن معنا می بخشند. (مدنی پور،1379، 131)
2-4-عوامل موثر بر ادراک محیطی
فرایند ادراک و شناخت،هم در مرحله جمع آوری اطلاعات و هم در مرحله تعبیر وتفسیر(شناخت) ،تحت تاثیر عوامل روانشناختی (مانند نیازها،انگیزه ها و اکتسابات پیشین و…)که خود از شرایط محیطی تاثیر می پذیرند،قرار می گیرد. (مرتضوی،1367،90). این عوامل ممکن است به دو دسته تقسیم شوند: عوامل ابتدایی ایجاد شده در فرد، نظیر توانایی فضائی، آسیب های بصری، سن، جنسیت و آشنایی با موقعیت عوامل موجود در محیط فیزیکی نظیر ترتیب خیابان های شهری. حتی ساکنان محیط مشترک به یک صورت در مورد آن فکر نمی کنند. تفاوت های فردی، کلید این تغییرپذیری و بی ثباتی در شناخت فضائی است. (گیفورد، 1378،18)
در ادراک محیط،ادراک کننده خود جزئی از محیط مورد مشاهده محسوب می شود. (مرتضوی،1367،90)
فرض اساسی تحقیق درباره ادراک محیطی، این است که افراد متفاوت، بر اساس پیشینه و تجربه شان تعبیر متفاوتی از محیط هایشان دارند. بنابراین فرض اساسی، ” هیچ محیطی قائم به ذات نیست، که محیط ساختی ذهنی است”.) موور، 22،1983).تحقیقات علمی و همچنین مشاهدات روزانه نشان میدهند،افراد و گروههای مختلف دارای شیوه های ادراک وشناخت متفاوت هستند.به بیان دیگر فرایند ادراک و شناخت به گونه های مختلف سازمان می یابد.تنوع قابل ملاحظه شیوه های ادراک و شناخت را برخی معلول چند گانگی طبیعت انسان و برخی دیگر،معلول تجارب متفاوت افراد و گروهی دیگر از متفکرین،معلول هر دو می دانند.در جریان ادراک و شناخت ،اطلاعاتی بوسیله اعضاء حسی گرفته میشود. به عنوان مثال بوسیله دیدن،تصویری از اشیاء ومحرک های محیط در شبکیه نقش می بندد. (مرتضوی،1367،88).پژوهشگران به 5 عامل از تفاوتهای فردی بیشتر از بقیه توجه کرده اند:
– مراحل زندگی
– توانایی فضائی
– آشنائی با محل
– جنسیت
– و خطاهای شناختی- فضائی(گیفورد،1378،18)
بدین ترتیب می توان تفاوت های فردی را در قومیت، سن، جنسیت، شیوه زندگی، طول مدت سکونت در یک منطقه و روش جابجایی درشهر یافت که همگی بر شیوه ی دریافت محیط اثر می گذارند. برای مثال، پژوهش ها نشان داده اندکه تصویر مردان از شهر، از اجزای بیشتری ساخته شده است، در حالی که تصویر ذهنی زنان از نزدیک ترین محدوده پیرامون شان، دارای جزئیات بیشتر است و قلمرو بزرگتری نسبت به مردان را، به عنوان حدود خانه شان تعریف می کنند. (موور، 1983).شناخت فضایی نیز تحت تاثیر بسیاری از عوامل دیگر قرار می گیرد که تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته اند:عواملی نظیر شخصیت،هوش،خودتاثیری،فرهنگ،تعلیم وتربیت،احساس،فشار زمانی،خطر،علاقه،سطح تستوسترون و حتی این عامل که یک شخص اعم از زن یا مرد وقتی که در مورد موقعیتهای مکانی فکر میکند به کدام جهت رو می کند. (گیفورد،1378،18)
ادراکات محیطی بسته به شیوه های جابجایی انسان تغییر می کند. پیاده روی بیشترین نزدیکی را به محیط دارد و بنابراین اجازه می دهد فرآیند تفسیر و به خاطر آوردن، منسجم تر باشد. دوچرخه سواری و اتومبیل سواری پرتحرک در مراحل بعدی قرار دارند. در آخرین مرحله، که در آن هیچ تماس فعالی با محیط برقرار نمی شود، تجربه سرنشینان منفعل یک اتومبیل یا وسیله حمل و نقل عمومی است. همان طور که مطالعات است. این گروه اخیر، کمتر از همه قادرند مسیرهایشان را به خاطر بیاورند و نقشه منسجمی از نظام راه های شهری که از آن استفاده می کنند، در ذهن ترسیم کنند. ( مدنی پور، 1379 ، 95-96).تفاوت مهم دیگر بر اساس تحصیلات و تربیت (تعلیم و تربیت) است. به نظر می رسد که ما همراه با دانش اصولی یک روش دیدن را که مشخصه شغل انتخابیمان است می آموزیم. مهندسان عمران، جاده ها و سدها را در جایی که فقط دره ها، رودها و دامنه ها به چشم می خورند، می بینند. ولی معماران نور، فرم و رنگ را مورد بررسی قرار می دهند، در حالی که دیوارها، طبقه ها و درها را می بینیم. تحصیلات تخصصی نیز یک تفاوت شخصی مهم در امر ادراک محیطی است. . ( گی فورد، 1378 ، 9).افراد و گروههای مختلف،متناسب با شغل،حرفه،انگیزه ها و خصوصیات شخصی خود،اطلاعات متفاوتی از محیط کسب میکنند.به عنوان مثال ،”ادراک و شناخت”یک مهندس یا معمار از یک ساختمان تفاوت بسیار با “دید”یک خانم خانه دار یا کودک از همان ساختمان می یابد.در ادراک یک معمار یا مهندس ساختمان ،اطلاعاتی درباره تناسب فضاها،مقاومت مصالح مورد استفاده و… وارد میشود. در حالیکه ممکن است بیشترین اطلاعات موثر در فرایند ادراک و شناخت یک خانم خانه دار از همان ساختمان،مربوط به جنبه های کاربردی فضاهای مختلف برای رفع نیازهای اولیه خانواده(بهداشت،تغذیه،…)میباشد.(مرتضوی،1367،90)
تجربه شخصی با ارزیابی موقعیت بر ادراک محیطی اثر می گذارد. حتی کوچکترین تفاوت در آشنایی و شناخت می تواند بر درک انسان تاثیر گذارد. به عنوان مثال ناظرانی که به مدت نیم ساعت در اتاقی بوده اند آن را نسبت به زمانی که وارد شدند، کوچک تر می بینند و ساختمان هایی را که قبلا به نوعی با آن آشنا بودند نزدیک تر از بقیه ساختمان ها تصور می کنند. (گی فورد، 1378، 9)

– عوامل فرهنگی
– عوامل فیزیکی
ادراک محیطی به صحنه ای که درک می شود نیز بستگی دارد. هر جا اختلاف صحنه ها بیشتر باشد، اثر محیط قوی تر است و هرجا صحنه ها شبیه تر هستند، عوامل شخصی تاثیر بیشتری دارند. ( همان، 10).ادراکات محیطی ممکن است متفاوت از هم باشند. بعضی از این اختلافات را می توان به تفاوت های شخصی (مانند اختلافات در فرهنگ، توانایی ادراکی و آموزش) نسبت داد و سایر آنها با تفاوت های فیزیکی بین جلوه های محیطی (مثلا بتون در برابر چوب، یا میزان پیچیدگی بصری) توجیه می شود. بعضی اطلاعات یا ادراکات، زائیده الحاق ناظر با ویژگی های نمودهای محیطی است.(گی فورد، 1378 ،9)
2-5-تعریف کیفیت
استاندارد بریتانیایی4778 که در سال 1987 منتشر شده کیفیت را به عنوان ” کلیت سیما و ترکیب و همچنین مشخصات خدمات و فرآورده هایی که قادر به ایجاد رضایت مندی و یا برطرف کردن نیازهای ضمنی است” بیان می کند. کمیسیون طراحی از wales چنین بیان می کند که کیفیت نباید تنها به عنوان سیمای ظاهری و نمای بیرونی ساختمان ها در نظر گرفته شود. کیفیت باید در بردارنده تناسب اهداف، فعالیت های محیطی، پایداری اقتصادی و اجتماعی، پاسخ گویی به نیازهای کاربران و اهداف و آرمان های اجتماعات ملی و محلی باشد. (Cowan,2005,317)
کیفیت مفهومی دو وجهی است، یعنی مفهومی است ” روشن و واضح”، ولی در عین حال ” چند پهلو”، مفهومی است “قابل فهم” ولی در عین حال” فرار “، که براحتی تن به تعریف شدن نمی دهد. ( گلکار، 1380).معنای لغوی واژه ” کیفیت” در فرهنگ زبان فارسی” عمید”، ” چگونگی، چونی، صفت و حالت چیزی” مطرح شده است. ( عمید، 1363، 1027).واژه “کیفیت” در زبان انگلیسی به معنای ” چیزی است که یک شخص، یک شئی، و یا یک فکر داشته و موجب خاص و جالب شدن آنها می گردد.4.فرهنگ انگلیسی آکسفورد نیز چهار معنا برای واژه کیفیت به صورت زیرارائه داده است:
– درجه خوبی و ارزش چیزها؛
– خوبی و کمال به مفهوم عام؛
– صفات و خصوصیات؛
– جنبه ویژه و علائم ممیزه.”5
در کل تعریفی از کیفیت که قبول عام بوده و قابل تعریف می باشد به شرح زیر است: ” مجموعه ای از خصوصیات یا صفات مشخص که باعث متمایز کردن یک شئی از اشیاء دیگر شده، ما را قادر می سازد که در مورد برتری، مشابهت یا فروتری چیزی در مقایسه با چیزی دیگر قضاوت و حکم نماییم، و از نظر زیبا شناختی در مورد زیبا و زشت بودن، خوب و بد بودن، و از نظر عملکردی در مورد بهتر یا بدتر بودن و کارآمد و ناکارآمد بودن آن قضاوت و حکم نماییم.”( Billings,1993:2)
کیفیت یک شئی از دو منبع یا دو شئی سرچشمه می گیرد. عرصه ذهنی فرد و عرصه عینی شئی. براساس این نظریه، کیفیت هایی که متعلق به ” عرصه ذهنی” هستند، کیفیت هایی به شمار می روند که درون ” ضمیر” فرد ساکن هستند. متقابلا، کیفیت های مرتبط با ” عرصه عینی” کیفیات متعلق به شئی هستند که به شکل ” موجودیتی خارجی” در معرض ذهن قرار گرفته و یا با حقایق جهان خارج سر و کار دارند. ” کیفیت های ضمیری” را می توان به عنوان” ارزش هایی که به دشواری قابل کمی شدن بوده و به سختی می توان آن ها را اندازه گیری نمود معرفی کرد. برخلاف کیفیت های ضمیری، ” کیفیت های حقیقی” اشیاء را می توان به عنوان کیفیاتی که ماهیتی قابل اندازه گیری دارند، و به ظرفیت های قابل سنجشی نظیر وزن، ارتفاع و سرعت ارتباط دارند، معرفی نمود. ( گلکار، 1380)
2-6-تعریف کیفیت محیط:
نقطه نظرات متفاوتب رد خصوص تعریف کیفیت محیط می توان ملاحظه نمود.به عنوان نمونه Lansing and Marans(1969)”: یک محیط با کیفیت ، حس رفاه و رضایت مندی بالا را به جمعیتی که در آن ساکن اند و به واسطه ویژگی هایی که ممکن است فیزیکی، اجتماعی یا نمادین داشته باشند ربط می دهد.Porteous(1971): کیفیت محیط را یک موضوع پیچیده می داند که شامل گرایشات ادراکی ذهنی و ارزش هایی است که میان افراد و گروهها متفاوت می باشد.RMB(1996): کیفیت محیطی را برآیندی از ترکیب کیفیت اجزاء می داند با این تفاوت که این کلیت از جمع اجزاء بالاتر است. هر کدام از اجزاء ( طبیعت، فضای باز، زیرساخت ها، محیط ساخته شده، تجهیزات محیط مصنوع و منابع طبیعی) مشخصات و کیفیت جزئی مربوطه به خود را دارد”.
( van kamp et al.,2003:p.7). در کنار ارائه تعاریف متفاوت،فقدان توصیف جامع و صحیحی از کیفیت محیط در نواحی سکونتی به همراه مولفه های مهم آن نیز بسیار بارز می باشد. مطالعه سیستماتیک از کیفیت محیط به منظور اهداف سکونتی نسبتا جدید است. برخی از مطالعات اولیه به طور حاشیه ای به موضوع مربوط بوده اند.) Carp et al.,1976,p:240 (.در ادامه توضیحات کامل تری در این خصوص ارائه خواهد شد.
2-7-ضرورت بررسی کیفیت محیط
” همزمان با پدیدار شدن بحران های محیطی، کیفیت محیط به عنوان بخشی از مفهوم کلی کیفیت زندگی شناخته شد. این مفهوم به عنوان بازتاب همه جوانب احساس شخص از سلامتی، شامل همه فاکتورهایی که در رضایت مندی انسان نقش دارند، فرض شده است” ( ,1978,p:371، Ott).
به عنوان مثال، فاکتورهای تاثیر گذار در رضایت مندی انسان سلامت شخص، زندگی فامیلی، کار، شبکه ارتباط اجتماعی و محیط می باشد. در ارتباط با دیگر جنبه های کیفیت زندگی، کیفیت محیط کمتر مورد بررسی قرار گرفته شده است.(1976, p:3-20 Craik and Zube,) بعلاوه اثر تاثیرات محیطی بر روی سلامت همگانی (عمومی) کمتر مورد توجه قرار گرفته است.,1990,p:479-490) Kasl) رابطه متقابل و تاثیر ” کیفیت محیط شهری” بر ” کیفیت زندگی” ساکنان شهرها توسط کوین لینچ مورد تاکید واقع شده است. وی می گوید: اگر بناست طراحی شهری مفید واقع گردد باید قادر باشد تا از راه اعتلای کیفیت محیط کالبدی به اعتلای کیفیت زندگی انسان یاری نماید. (گلکار، 1378، 43) بدبختانه، امروزه محیط های شهری به طور ناگهانی در رویاروئی با برطرف کردن نیاز های ساکنانشان تنزل کرده اند.p:239) (carp et al,.1976,
اگر چه در کل اهمیت نسبی کیفیت محیط هنوز یک موضوع مورد بحث می باشد، بهبود کیفیت و سپس نگه داریش در محیط های مسکونی شهری اهمیت حیاتی دارد و این موضوع به علت اهمیت محیط در مقابل دیگر جنبه های زندگی، طبیعت خاص محیط های مسکونی، افزایش نقش محیط های مسکونی شهری به عنوان زیستگاه اصلی انسان و تعداد مردمی که از شرایط غالب محیط های مسکونی شهرشان تاثیر بدی گرفته اند. ( 1:p، 1997،van poll).تاثیر آلودگی محیطی بر روی سلامت عمومی در نمودارهای مرگ و میر، کمتر مورد توجه قرار گرفته شده است. به عنوان مثال در سال 1992 در هلند مرگ و میر ناشی از سرطان از هر 100000 نفر 235 نفر بوده است. ( همان، 3). بر طبق یک بررسی توسط Doll و Peto در سال 1981، 2 درصد از مرگ و میر ناشی از سرطان به آلودگی های محیطی، خصوصا به طور عمده آلودگی های هوا، قابل استناد می باشد. منبع:(van poll,1997,p:4).از آنجا که محیط های شهری نواحی ای را فراهم می کنند که در آن مردم با شرایط محیطی ناسازگاری همچون صدا، بوی بد، آلودگی هوا، امنیت بیرونی، ازدحام،آشغال، و یا کمبود امکانات و تسهیلات مواجه می شوند. به خاطر همین دلایل، اداره کردن(مدیریت) کیفیت محیطهای مسکونی شهری اهمیت حیاتی دارد. (1997،van poll).با توجه به اهمیت مساله “کیفیت”،به نظر میرسد چنانچه برنامه ها و مداخلات کالبدی در شهرها،همچون گذشته بدون توجه لازم به کیفیت محیط شهری در مراحل مختلف تصمیم گیری صورت پذیرد،تضمینی برای دستیابی به محیط های دارای کیفیت شهری مطلوب وجود نخواهد داشت.(بحرینی،1377،146).جمله ” هیمل بلاو” که در اهمیت فضای مطلوب می گویددر این زمینه می تواند مورد استناد قرار گیرد که: ” ما عمدتا در فضاهای محصور زندگی می کنیم. این فضاها محیطی را شکل می دهند که در آن فرهنگ ها رشد می کنند… اگر آرزو داریم که فرهنگ خود را به سطحی بالاتر ارتقاء دهیم مجبوریم… {فضای زندگی}خودمان را دگرگون سازیم.” (لاری بقال،1380، 70)
2-8-تئوریهای کیفیت محیط شهری
مفهوم ادراک کیفیت محیط از سه دیدگاه مختلف بررسی شده است. که به ترتیب عبارتند است از: دیدگاه سیاست گذاران6، دیدگاه روانشناسی- شناختی7 و دیدگاه تحقیق تجربی8
2-8-1دیدگاه سیاست گذاران
این دیدگاه در خصوص سنجش کیفیت محیط بر اساس دو روش کارشناس محور و مشاهده محور می باشد. در روش نخست اخذ نقطه نظرات کارشناسان ومخاطبین در فهم میزان کیفیت محیط نقش اساسی راایفا می کند لیکن در الگوی دوم سنجش کیفیت محیط بر پایه برخورد سنجش گر از شرایط محیطی وایجاد تعاملات علت ومعلولی بین متغیرهای سنجشی است.روش دوم عموما نوعی کشف شهود ودرک وبازنمایی شرایط قابل ملاحظه محیط را در بردارد.(Vanpoll,1997)
تحقیقات نشان داده است که در روش سنجش کیفیت معیارهای کیفیت محیط بر اساس نظرات کارشناسان، شباهت کمی با سنجش های بدست آمده از غیر کارشناسان (عموما ساکنان) دارد. (همان ماخذ)به عنوان مثالLansing و Marans در سال 1972، با مطالعه خانوارهای نواحی کم درآمد تلاش کردند تا متغیرهای تعیین کننده رضایت مندی را مشخص کنند. این محققان 20 ویژگی واحد همسایگی راشامل مواردی نظیر ایمنی از آتش سوزی، حمایت پلیس، کیفیت خوب مدرسه ها، جمع آوری زباله، نواحی امن برای جوانان، همسایه های مهربان، نزدیکی فاصله تا کلیسا، child care centers، حفاظت از سر و صدای خیابان، وجود درختان در نزدیکی خانه، نزدیکی فاصله از دوستان، نزدیکی فاصله از خویشاوندان، و وجود پارک جلو منزل فهرست کردند. نتایج بررسی نشان داد که11 ویژگی اول توسط بیشتر از نیمی از مخاطبان ساکن به عنوان خیلی مهم تلقی شدند.براین رویکرد نواقصی نیز وارد است.عموما ” سه دلیل مبنی بر این که چرا این مطالعات در تعیین ابعاد کیفیت محیط سکونتی ناقص بوده اند وجود دارد. اول اینکه هیچ کدام از این مطالعات به سمت شناسائی قلمرو کامل کیفیت سکونتی هدایت نشدند. کارشناسان متغیرهایی را انتخاب کردند که از روی تجربه هایشان، ویژگی های مهم کیفیت محیطی را منعکس می کردند. این دیدگاه به راحتی معطوف به تاکید بر روی برخی از جنبه ها به قیمت نادیده گرفتن موارد دیگر شده که نتیجه آن ایجاد لیستی با جامعیت کمتر از عنصرهای بالقوه (ناشناخته) در تعریف کیفیت محیط سکونتی می باشد. دومین نقطه ضعف سرچشمه گرفته در استفاده از نظرات کارشناسان در تعیین اشتراکات میان عناصر، و بنابراین تعداد و ماهیت ابعاد اساسی کیفیت محیط می باشد. در گروه بندی این ابعاد، کارشناسان با یکدیگر اختلاف نظر داشته، و حتی از یک زمان به زمانی دیگر از یک کارشناس نظرات مختلفی ارائه شده است؛ همچنین روش شناسی هیچ اساسی برای تعیین اینکه کدام طبقه بندی بهتر است را فراهم نمی کند. عیب اساسی (سومین عیب) در استفاده از نظرات کارشناسان برای تعریف کیفیت محیط وجود دارد. در چندین زمینه ثابت شده بود که کارشناسان و مردم غیر متخصص (عامه) بر روی عوامل تعیین کننده کیفیت محیط توافق ندارند. “.carp et al.,1976,p:243))
Lansing و Marans درمطالعه ای در سال 1969 دریافتند که ارزیابی های برنامه ریزان بر روی ویژگی های واحد همسایگی پاسخ گوی ارزیابی های ساکنان از واحد همسایگی نبوده و برنامه ریزان و مشتریان( ارباب رجوع ) دردرک مفاهیم یکسان از کیفیت محیط مشترک نبوده اند. ارزیابی چنین policy objectivesنشان می دهد که کیفیت محیط های محلی تنها توسط عوامل فیزیکی تعیین نمی شوند بلکه در کنار ویژگیهای فیزیکی،ویژگی های روان شناسی اجتماعی و ویژگیهای محیط ساخته شده از ویژگیهای مهمی می باشند که در بررسی کیفیت محیط باید بررسی شوند. کیفیت محیط های مسکونی شهری به صورت یک مفهوم سلسله مراتبی ویژگی چند گانه9 می باشد. این بدین معنی است که کیفیت محیط توسط چندین ویژگی اساسی توصیف شده است. (1976,p:151، van poll)
2-8-2-دیدگاه روان شناسی – شناختی
از دیدگاه روان شناسی – شناختی، ارتباط بین شخص و محیط توسط ویژگی های شخصی( همچون سن، وضعیت اجتماعی – اقتصادی، روش های کنار آمدن، روان رنجور خوئی)، ویژگی های محیط(به عنوان مثال: ارزش یا ظرفیت، دوره تناوب و قابلیت پیش بینی پذیری و ویژگی های محیطی)، و ویژگی های منتج از اثرات متقابل بین شخص و محیط متاثر می شود. بر اساس ملاحظات روان شناختی این نتیجه گرفته شده که بررسی اثرات ویژگی های محیطی در ارتباط با منابع تولید شان ( به عنوان مثال منابع تولید صدا: صدای ترافیک، صدای همسایه ها، صدای برخاسته از فعالیت های صنعتی)ارزشمند می باشد. (1997,p:151، vanpoll)
2-8-3- دیدگاه تحقیق تجربی
در مقابل رویکرد مبتنی بر قضاوت کارشناسان، رویکرد دیگر رویکرد تحقیق تجربی قرار می گیرد که به دنبال توصیف بدون ارجاع به سیستم های ازقبل متصور شده می باشد مطالعات پیرو این رویکرد بر روی ادراکات ساکنان از کیفیت سکونتی واز فرایندهای تجربی برای هم جمع آوری ایتم ها یا برای کاهش لیست ایتم به سمت ابعاد، اما هر دو کار را با هم انجام نمی دهد . بنابراین می توان آنها را به عنوان مدل نیمه تجربی نسبت داد..(Carp et al,1976,p:244) Zehner در سال 1970 رضایتمندی اهالی و واحد همسایگی را در محلات طراحی شده و طراحی نشده مطالعه کرد. وقتی که شما به دنبال یک مکان برای زندگی کردن می گردید، چه چیزهایی به صورت خاص شما را به آمدن به این مکان جذب می کند؟ اگر چه آیتم ها به صورت آزمایشی از جمعیت ساکن جمع آوری شده پاسخ ها بر اساس نظر محقق طبقه بندی شد.که بدین صورت بود: اهالی و واحد همسایگی، سیستم حمل و نقل و کیفیت محیط. ابعاد حاصل آمده ممکن است که دیدگاه های مخاطبان را منعکس کند و یا منعکس نکند.در سال 1966 carp تلاش کرد تا کیفیت های محیطی را از ساکنان بدون ارجاع به یک سیستم پیش پنداشته استخراج کند.Crap از مخاطبان مسن پرسید که آن ها در مورد محیط سکونتی جدیدشان چه چیزی را دوست دارند و فکر می کنند که چه چیزهایی باید در امکانات و تجهیزات آینده برای مردم مسن اجتناب ناپذیر می باشد. در جواب به سئوال اول موارد زیر را نام بردند. امنیت، تمیزی،آپارتمان ها و تجهیزات مدرن، درجه حرارت راحت و سیستم تهویه خوب، نگه داری خوب توسط همسایه ها، نگه داری خوب توسط کارکنان، دسترسی به دیگر مردم، دسترسی به تسهیلات و امکانات پایین شهر، دسترسی به حمل و نقل عمومی. همسایه های صمیمی و حاضر به خدمت، در طبقه خوب اجتماعی بودن همسایه ها، و فعالیت های گروهی در واحد همسایگی. در جواب به سئوال دوم به عنوان ویژگی های منفی موارد زیر را نام بردند. کمبود امنیت، دود و گرد و خاک، مشکلات مربوط به تجهیزات و وسایل، ناتوانی از کنترل دما و سیستم تهویه، نگهداری بد واحد همسایگی توسط همسایه ها، نگه داری بد توسط کارکنان، دور بودن از مغازه های مواد غذائی، فقدان مکان مناسب برای خوردن، منطقه خطرناک شهر، ناحیه یا منطقه غیر جذاب شهر، منطقه ای از شهر با اعتبار بد، کمبود حریم (خلوت)، صدا، شلوغی و سر و صدای همسایه ها.
در این مطالعه آیتم ها توسط کارکنان و نه کارشناسان بدست آمده است. از طرفی این مطالعه بر روی جمعیت محدود شده (مردم سالخورده) و یک محیط نسبتا خاص (منحصر به فرد)انجام شده بود.مرور رویکرد تحقیق تجربی بر روی رضایت مندی سکونتی موارد زیر را معلوم کرد که:
a)این تحقیقات یک لیستی از ویژگیهای احتمالی کیفیت محیط را فراهم کرد.
b)تعدادی از ویژگیهای شخصی ممکن است بر ادراک کیفیت محیط تاثیر گذارد(همچون سن،جنس،
وضعیت اجتماعی-اقتصادی(SES)). van poll,1997,p:151))
2-8-4- ابعاد چندگانه کیفیت محیط
در برخی از مطالعات تحلیل عوامل10 برای مشخص کردن ابعادمختلف کیفیت محیط از متغیرهای مختلفی استفاده می کنند، که هر کدام بر روی یک جنبه از کیفیت محیط تمرکز دارند.مطالعات در ماهیت کیفیت محیطی نواحی مسکونی نتوانسته اند مفهوم کیفیت محیط شهری را در شرایط ویژگی های ابعادی شان تعریف کنند. بسیاری از مطالعات در این ناحیه به سمت تحلیل مفهوم همه جانبه کیفیت محیط شهری هدایت نشده بلکه بیشتر به سمت فهم یک جنبه انتخابی از آن هدایت شده است. بیشتر مطالعات نظرات کارشناسان را بازگو کرده انددر حالی که مدارک اخیر نشان می دهد که نظرات کارشناسان با نظرات ساکنان منطبق نشده است. (Carp et al.,1976,p:246).طولی نکشید که معلوم شد کیفیت محیط یک مفهوم تک بعدی نیست، بلکه مجموعه ای از متغیرها می باشد. طراحان و محققان مختلفی مجموعه ای از ابعاد شامل اجزاء و مولفه های سازنده کیفیت محیطی را پیشنهاد کردند. این توصیفات تا حد زیادی از درک مستقیم و تئوری، بررسی های مختلف انجام شده از روی مشاهده و تجربه استنتاج شده بود. (همان،p:242)
2-9-مدل‌های طبقه‌بندی کیفیت محیط شهری
2-9-1- مدل اپلیارد: حالت های ادراک انسانی
“بر اساس مدل پیشنهادی اپلیارد، می‌توان مؤلفه‌های گوناکون کیفیت طراحی شهری را بر اساس پاسخ گویی به حالات ادراک مختلف انسان سازمان‌دهی و طبقه‌بندی نمود. اپلیارد، واکنش‌های ادراکی “انسان” در برابر “محیط” را به سه حالت زیر تفکیک می‌کند:
– حالت واکنشی – عاطفی11 که در بر‌گیرنده واکنش‌های عاطفی افراد نسبت به محیط است و در این حالت محیط به عنوان محرکی جهت برانگیختن احساسات و تداعی معانی تلقی می‌گردد.
– حالت عملیاتی12 که غالباً توسط افراد در زندگی روزمره مانند تردد از مکانی به مکان دیگر جهت کار، ملاقات و به کار گرفته می‌شود، نظیر تردد از مکانی به مکان دیگر جهت انجام عملکرد خاصی همچون کار، ملاقات و…
– حالت استنباطی13 که در حالت استنباطی افراد برای حمایت از فعالیت‌های “عملیاتی” و “واکنشی-عاطفی” خود در جستجوی کسب اطلاعات از محیط نهایتاً فهم “معنی” آن هستند. در این وضعیت، “اطلاعات استنباط شده”، موجب روشن گردیدن هویت فردی و جمعی محیط و جامعه مرتبط با آن و نهایتاً‌حس مکان می‌گردد”.(گلکار،1380).برخی از مدل‌های به کار رفته در رضایت‌مندی شالوده ادراکی دارند. “بدین ترتیب که فرد (زن/ مرد) با توجه به یک مجموعه از نیازها و آرزوهایی که دارد، شرایط فعلی سکونتی‌اش (واحد مسکونی- واحد همسایگی) را ارزیابی می‌کند.” Michelson,1966,p:355-360)).نیازها و آرمان‌های احساس شده از طرف یک فرد مشخص مجموعه‌ای از هر دو ویژگی‌های فردی (همچون طبقه اجتماعی، مرحله زندگی و…) و معیارهای فرهنگی تأثیرگذار بر روی فرد می باشد.
(schmid et al.,1979,p:105-130) چنان چه شرایط فعلی در سازگاری نزدیک با آن چه که فرد برای نیازها و آرمان‌های خودش تعریف کرده باشد، رضایت‌مندی حاصل می‌گردد. در غیراینصورت، دو تا آلترناتیو امکان پذیر است. راه اول، تلاش برای تطبیق دادن ناسازگاری از طریق تجدید نظر کردن در نیازها وکاستن آرمان‌ها و یا از طریق تغییر ایجاد کردن در ارزیابی شرایط فعلی، که نتیجه آن ایجاد یک رضایت‌مندی اندک می‌شود. در ارتباط با این راه این فرض وجود دارد که یک شخص Anomi علی‌رغم وجود شرایط ناسازگار به علت اعتقاد به تقدیر و احساس ناتوانی در تغییر شرایط، رضایت‌مندی از آن شرایط را ابراز می‌کند. (see Marcuse, 1971,p:193-217) آلترناتیو دیگر این است که شخص به هیچ طریقی نمی‌تواند خود را با شرایط فعلی سکونت خود ، که موجب ایجاد نارضایتی شده، وفق دهد این افراد، در بیشتر موارد،مستعد تلاش برای کاهش نارضایتی‌شان هم از طریق تجدید نظر کردن در نیازها با حرکت به مرحله دیگری از دوره زندگی، و هم توسط تغییر دادن شرایط در واحد مسکونی از طریق تعمیر و یا نقل مکان به دیگر شرایط مسکونی با سازگاری بیشتر Marriset et al., 1976,p:309-320))می باشند.
بنابراین، دو مجموعه از فاکتورهای عینی وجود دارد که در رضایت‌مندی سکونتی نقش دارد. یک مجموعه شامل فاکتورهای عینی Contextual: ویژگی‌های فیزیکی واحد مسکونی و ویژگی‌های فیزیکی و اکولوژیکی واحد همسایگی اطراف. مجموعه دوم شامل فاکتورهای عینی Compositional می‌باشد: ویژگی‌های خانوار، خصوصاً طبقه‌بندی اجتماعی و دوره زندگی. ویژگی‌های عینی واحد مسکونی، واحد همسایگی و افراد صرفاً به صورت مستقیم بر رضایت‌مندی کلی سکونتی نقش ندارند. بلکه این ویژگی‌ها به صورت کلی یا جزیی به واسطه اثرشان بر روی ارزیابی‌های ذهنی فرد بر روی رضایت‌مندی سکونتی سهم دارد. (متغیرهای مداخله‌گر). Galster and Hesser,1981,p:738))
2-9-2- مدل لنگ: نیازهای انسانی
این مدل با اقتباس از نظریه سلسله مراتب نیازهای “مازلو” تدوین شده است. بر اساس این مدل می‌توان کیفیت محیط شهری را بر حسب برآورده ساختن گونه‌های مختلف نیازهای انسان یعنی: نیازهای فیریولوژیک، نیاز به ایمنی و امنیت، نیاز به وابستگی و احساس تعلق، نیاز به عزت و اعتماد به نفس، نیاز به تحقق خویشتن و خودشکوفایی و نیازهای شناختی- زیبا شناختی طبقه بندی نمود. لذا لازم است تا محیط شهری نیازهای متفاوت انسانی را برآورده سازد. (گلکار، 1380).مشاهدات فضاهای خلق شده در کشورهای غربی (Whyte W.H.1988) نشان داده است که لزوماً‌ توجه به کالبد و فرم و شکل‌ها بدون توجه به محتوی آن، عملکرد مورد نظر، افراد ذینفع و نحوه تعاملات اجتماعی در آنها و از همه مهمتر نیازهای انسانی در آنها فضاهای مطلوبی را ایجاد نمی‌کند. در بسیاری از موارد مشاهده شده است که فضاهای طراحی شده که به لحاظ ویژگی‌های زیبا شناسانه دارای ابعاد و تناسبات مناسب بوده و ملاحظات هنرمندانه نیز در آنها به کار گرفته شده‌اند، لزوماً مطلوب نیستند. استفاده قلیل، خرابکاری در محیط و جنایت و یا ترس از آن عوامل مهمی در عدم مطلوبیت محیط ‌های شهری محسوب می‌گردند.فضا باید دارای قابلیتهایی باشد تا بتواند حضور اختیاری و آزاد شهروندان را ترغیب کند. (عباس زادگان، ……،23). حضور اختیاری و آزاد به گفته (Gehl j.1996) تعامل اجتماعی مثبت میان شهروندان را ارتقاء داده و خود سبب ارتقاء کیفیت زندگی می‌شود.اولین پیش شرط حضور مثبت که خاطره‌ای مطبوع را ایجاد کند پاسخ گویی به خواستهای اجتماعی -روان شناختی تمامی گروههای دینفع شهروند می‌باشد. (عباس زادگان، ……،23) که یکی از جنبه‌های اجتماعی- روان شناختی، نیازهای انسان در فضا می‌باشد.اولین کنفرانس هابیتات سازمان ملل در سال 1976 مفهوم کیفیت محیط را با برآورده نمودن نیازهای اساسی وعدالت اجتماعی مترادف دانست.این نیازها عبارتند از:غذا،مسکن،شغل،بهداشت،آزادی،شرافت وامکان پیشرفت فردی و توزیع درآمدهای توسعه.(بحرینی،1377،146)
2-9-3- کیفیت محیط وشهر
در طراحی و ارزیابی فضاهای شهری (محیط مصنوع) نیازهای اولیه مورد توجه اندیشمندان است. این اعتقاد وجود دارد که بدون توجه به این نیازها فضا می‌تواند صدمات زیاد فیزیولوژیک و روانی به انسان وارد کند. (Rapoprt.1977,lang,1987,proshansky.1978).برای اینکه بتوان یک فضا را به عنوان محیطی خوب تلقی نمود لازم است که فضا به نیازهای ابتدایی بشر پاسخ دهد. (Lang, 1987) .مدل نیازهای انسانی مازلو که در کتاب انگیزه و شخصیت (Maslow, 1970) به عنوان یک نظریه سلسله مراتبی و کامل مطرح شده است از نظر طراحان بر دیگر نظرات رجحان داده شده است.
سلسله مراتب نیازهای انسانی وملاحظات طراحی
)Lang.J, 1996)
طبقه‌بندی نیاز‌های انسانی مازلو بایستی به زبان طراحی محیط برگردان شود.کارو همکاران (1992) درکتاب فضاهای عمومی ابعاد نیازهای انسان در فضاهای شهری را بر اساس الگوی سلسله مراتبی مازلو به صورت زیر طبقه‌بندی کرده‌اندشامل :.1- راحتی2-آسودگی 3- حضور غیرفعال در فضا 4- حضور فعال در فضا5 – کشف
نیازهاملاحظات طراحانهتوضیحراحتی- ملاحظات اقلیمی، محلهایی برای نشستن، تامین ایمنینیاز انسان به پناهگاه، محلی برای آرمیدنآسودگی- عناصر طبیعی-آب، فضای سبز، مناظرآرام، و نواحی بدون صدا، کم کردن آلودگی صوتی، تامین امنیت.آزاد سازی فشارهای فیزیکی و روانیحضور غیر فعال- نگاه کردن مردم، نمایشگران، مناظر مطبوع، هنرهای عمومی، مبلمان شهری با طرح های خاص و …نظاره گربودن و مواجه با مجموعه فضا(کالبدی- غیر کالبدی)حضور فعال- فضاهای ثانوی، مبلمان آزاد
– بعضی از فضاها بایستی فعالیت های بالای بدنی را بطلبد
– قابلیت انطباق فضا برای انجام مراسم

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید